نقدی بر نمایشگاه پشت و رو / شادی متینی زاده

عکسهای از پشت سر از انسانهایی که هر کدام به گونهای قربانی تبعیض و در حاشیه بودن در جامعه هستند. 14 عکس که هر یک بیش از دیگری بر ما تاثیر میگذارد، ما را به فکر فرو میبرد در مورد زندگی این انسانها، نقششان در جامعه و حسشان از نادیده انگاشته شدن.

تصاویر نشسته بر پشت قاب عکسهای کهنه، قدیمی و زخم خورده درست مثل زندگی هر کدام از این انسانها؛ کسانی که گویی این زندگی است که به آنها پشت کرده، کسانی که دردهایشان حتی از پشت قاب هم نمایان است.

مردی میانسال با قامتی خمیده، نوشتههای مقوای قاب به مانند برچسبی بر تن او نشسته، برچسبی که هر روز به راحتی بر او میخورد بدون اندکی تامل در او و زندگیاش. دختری در آستانه ورود به موانع و محدودیتهایی که در کمین او نشستهاند، نوجوان با موهای بافته مزین به گلسر و کلاهی بر سر، غوطهور بین آزادی و محدودیت. مردی نیمه برهنه با خالکوبی بر کمر؛ مقوای پاره و لکهدار پشت قاب به مانند زخمهایی عمیق و کهنهاند بر تن او؛ دردی مزمن. دختری با موهای کوتاه، گوشوارهای آویزان در یک گوش، سردرگم در جنسیت خود؛ شاید ظرافتش را پنهان کرده که در امان بماند.

در تعدادی از عکسها، بندی که برای آویختن قاب است به گونهای بر گردن این افراد نشسته که گویی طناب داری است؛ طنابی برای کشتن انسانیت و برابری.

صلاح به خوبی توانسته درد و رنج و در حاشیه بودن را در عکسهایش به تصویر بکشد. استفاده خوب او از لکههای پشت قاب به نمایان کردن هر چه بیشتر این رنج کمک کردهاست. ارائه تصاویر از پشت سر بر قابهای پشت و رو بر این نکته تاکید میکند که همیشه کسانی هستند که نمیخواهند اینها دیده شوند، نمیخواهند اینها از حاشیه درآیند، کسانی هستند که پشت و رویشان میکنند؛ درست مثل قاب عکس‌‌هایی که پشت و رویشان میکنیم که نبینیم سوژهای را که آزارمان میدهد.

هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.