نقدی بر نمایشگاه پشت و رو / نجم الدین تیموری


14 عکس رنگی با حاشیه مشکی و ارائه شده در قاب شیشه ای.آثار همه عمودی و سوژه ها همه از پشت عکاسی شده نیمی از نمایشگاه عکسی که در گالری راه ابریشم برپا بود را تشکیل میدادند. عکسهای صلاح الدین ابراهیمی با عنوان پشت و رو (که در واقع باید این نیمه را نیمه ی پشت دانست چرا که هیچ رویی در آن دیده نمی شد) به زعم عکاس حکایت آدمهای ست که نمیخواهند یا نباید دیده شوند. مردان ، زنان ، پیر و جوان. تن هایی که با وجود دیده نشدن و نظاره از روبرو و روی برگردانیده شده از مخاطب هرکدام حکایت و داستانی غریب یا بعضا حتی آشنا را با خود دارند. گویی عکسهایی هستند که برای دیده نشدن یا ترس از دیده شدن یا حتی فراتر از این نادیده انگاشتن و حذف آنها را به دیوار برگردانده اند. شاید عکسها را در نگاه اول با توجه به پوشش خاصی که در بعضی از سوژه ها دیده میشود مربوط به منطقه ی خاص جغرافیایی بدانیم ( هر چند عکاس نیز این موضوع را بصورت ضمنی نشان داده باشد) اما چیزی که از نظر من در این عکسها مهم وچالش برانگیز است مفهومی ست که در پس آنها می توان برداشت نمود گو اینکه این شرایط برای هرکدام از ما در هر منطقه جغرافیایی و مکانی می تواند رخ دهد.

آدمهای درون قابها با حالتی قهرگونه به مخاطبین پشت کرده اند. اینجا هیچ روایتی از رو را نمیتوان دید هرچه هست پشت است.هیچ جوابی از آنچه که در پس این سوژه ها دیده می شود دریافتنی نیست.عکسها در همان پشت سر بودنها تمام می شوند اما آنچه که باقی می ماند مخاطبی است با انبوهی از سوالات و کنجکاوی بی حد وحصر. چه چیزی باعث روی برگردانیدن آنها از ما شده است؟ آنها خویش به ما پشت کرده اند یا روی آنها را از ما برگرفته اند؟ آیا میتوان این روی برگردانی را نشأت گرفته از مناسبات سیاسی و قدرت دانست؟ به نظر این مورد اخیر نه تنها بی سبب نمی نماید بلکه حتی می توان آنرا دلیل اصلی این واقعه دانست.جایی که حاکمیت آنجا که بخواهد در جهت نیل به اهداف خویش از هیچ وسیله و ترفندی روی گردان نیست.دیگر اکنون این مناسبات قدرت نیست که از چهرها و اشخاص روی برگردانیده بلکه برای نادیده شدن و سانسور آنها را به سفری ابدی از ناشناختن رهسپار کرده است.

شاید گاهی بتوان به شناختی تخمینی از هویت اشخاص درون عکس از طریق لباسها، نشانه ها و علائمی که بعضی از آنها بر تن خویش دارند دست یافت اما هیچ حرف و کلامی مستقیم و رو در رو با صاحبان آنها نمی توان داشت. در واقع موضوع اصلی در عکسها شاید صورت ها نباشند. آنچه که مهمتر از همه ی اینها میتوان دانست حرفهایست که در پس این چهره های مغموم و رازآلود است. در نهایت مخاطب نیز چندان کوشش و اشتیاقی برای دیدن چهر ها از خود نشان نمی دهد همانگونه که سوژه ها تلاشی برای نمایاندن خود انجام نمی دهند. هر چه هست پشت است و آنجا که باید رویی باشد از دیده گان برگردانیده شده است.

هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.