نقدی بر نمایشگاه پشت و رو / علی اقتداری


هنگامی که به یک قاب عکس نگاه می کنیم شاید واقعا به این فکر نکنیم که پشت قاب چیست و چه شکلی است و حتی این فانتزی هم در ذهن نداریم که شاید پشت قاب در واقع پشت فرد درون عکس قرار داشته باشد. شاید تصور اینکه پشت قاب کلید یک درب مخفی یا یک گاوصندوق باشد محتمل تر است تا اینکه ذهنمان درباره پشت سر افراد درون عکس ها خیال پردازی کند.

اما به محض جرقه خوردن ذهن با این فکر که پشت قاب چگونه می تواند باشد نا خودآگاه آدمی را به فکر فرو می برد و کم کم کنجکاو می شود بداند پشت سر موضوع چه شکلی بوده است.

هنگام ورود به نمایشگاه اقای ابراهیمی با تعدادی قاب عکس مواجه می شویم منتها با این تفاوت که افراد درون قاب پشتشان به ما است و به گونه ایی انگار به پشت قاب ها چسبیده شده اند و حتی جزیی از آن شده اند. عکس ها در واقع عکس های مونتاژ شده از پشت سر افرادی بر پشت قاب عکس هایی که هر کدام به نوعی جلوه بصری خاصی دارند،یکی تکه تکه شده،دیگری پر از میخ کوفته شدن بر آن است و ... .

اکنون آنسوی قاب است که ذهن را قلقک می دهد و ما را به کشف "روی قاب" دعوت می کند.درواقع موضوع نمایشگاه پشت و رو بر خلاف عنوانش درباره خود عکس ها نیست،بلکه دربا ه پشت عکس هاست؛ که در واقع روی قاب ها است.موصوع تصاویر پشت قاب نیست که به نمایش درآمده است موضوع آن چیزی است که بیننده از "روی قاب" ها تصور می کند.

افراد در این قاب ها به گونه ای به پشت قاب چسبیده اند که انگار موجودیتشان به پشت همین قاب پایان می یابد و هیچ ادامه ای از آنها وجود نخواهد داشت و انها در این قاب زندانی شده اند. از سویی هنگامی هم که بخواهیم درباره سوژه ها عمیق تر بیاندیشیم ناچاریم روی قاب را تصور کنیم؛ که این کار به گونه ای دیگر ما را به بن بست می رساند. زیرا اینها تصاویری از افرادی هستند که هرکدام به نحوی به لحاظ اجتماعی در اغلیت بوده و به نوعی از جنبه های مختلفی محروم بوده اند و از حداقل امکانات اجتماعی هم نیز گاها بی بهره بوده اند.

سوژه های صلاح ابراهیمی از پشت عکاسی شده اند زیرا دلیلی ندارد آنهارو از رو به رو ببینیم،به اندازه کافی آنهارو از رو به رو دیده ایم و بی توجه از کنارشان عبور کرده ایم اگر قرار بود توجهمان را به آنها معطوف کنیم مدتها پیش کرده بودیم. افرادی که همچون پشت قاب عکس ها رها شده اند و مثل پشت همان قاب عکس ها پوسیده، از بین رفته،زمخت و فراموش شده هستند.عکس های آقای ابراهیمی به دنبال برملا کردن واقعیتی نیستند؛ بلکه خود واقعیت را نشان می دهند،واقعیت طرد شدن،کنار نهاده شدن،مورد توجه قرار نگرفتن.

جعفر رزاقی [ ۰۵ خرداد ۱۳۹۴ ]

متن توصیف کافی ای دارد و بیننده را مجاب به خواندن آن می کند


جعفر [ ۰۵ خرداد ۱۳۹۴ ]

ساختار دارای روایتی پویا است که خوانننده را مشتاق به تصویر کردن آن عکس ها و بازنگرش درمورد عکس ها میکند.


فهیمه زوارییان [ ۰۶ اسفند ۱۳۹۳ ]

متن نقد دارای مفدمه ای هست که ذهن را درگیر میکند و باعث ایجاد اشتیاق برای خواندن ادامه متن میشود.
توصیف نقد تا حدودی خوب است چون با توجه به نبود عکس
در کنار متن ، میتوان عکس ها را تصور کرد اما کافی نیست.
منتقد با وجود اینکه از هدف عکاس سخنی به میان نیاورده است، اما با اطمینان راجع به هدف عکاس صحبت کرده است و ما بدون دانستن خط فکری عکاس نمی توانیم با اطمینان در مورد هدف او از عکاس ها صحبت کنیم.منتقد هیچ اطلاعاتیدر مورد پیشینه هنرمند به ما نداده است.


فریبا برزگر [ ۰۵ اسفند ۱۳۹۳ ]

مقدمه جذاب است و خواننده را تشویق به خواندن ادامه ی متن می کند. با توجه به موجود نبودن آثار در کنار متن نقد، توصیف عکس ها تا حدودی خوب است اما کافی نیست، و نیاز به توضیحات بیشتر است. منتقد از هدف هنرمند برای گرفتن این مجموعه عکس با اطمینان سخن گفته، در صورتی که از پیش زمینه ی ذهنی عکاس سخنی به میان نیاورده، و هیچ گونه اطلاعاتی درمورد پیشینه ی او به ما نمی دهد، و ما بدون داشتن اطلاعات درمورد خط ذهنی هنرمند، نمی توانیم با اطمینان درمورد هدف او از این آثار صحبت کنیم.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.