نقدی بر نمایشگاه اندر احوالات من؛ ملقب به تاجبخش / فریبا برزگر

تهمینه منزوی، مجموعه ی انفرادی «اندر احوالات من؛ ملقب به تاجبخش»، گالری راه ابریشم دو:                                                                          

دسترسی به گالری آسان بود و تهویه ی مناسبی داشت. فضای کافی برای حرکت در مقابل عکس ها موجود بود. فضا با لامپ های مهتابی نورپردازی شده بود که نور یکدستی را ایجاد می کردند.

این نکته که خود هنرمند در نمایشگاه حضور داشت برای من بسیار جالب توجه بود. بنا بر گفته ی خود او، منزوی ابتدا در زمینه ی مُد زیرزمینی مشغول به کار بود، و سپس به عکاسی مستند اجتماعی روی آورد.

12 عکس و 2 ویدیوآرت در گالری دیده می شد. عکس ها با قاب های چوبی به رنگ سفید، در دو سایز 80 در 120 و 50 در 80 چاپ شده بودند. شیشه ی ضد انعکاس به کار نرفته بود و از آنجایی که زاویه ی سی درجه در نورپردازی رعایت نشده بود، بیننده تصویر خود را در عکس ها می دید.

سوژه ی عکس ها هفت دختر بود که در محوطه ی خانه ی اشرافی قدیمی و مخروبه ای، با تاج های طلایی بر سر و نواری سیاه بر دوش که کلمات «دختر شایسته ایران» با رنگ طلایی بر آنها حک شده بود، با لباس هایی براق مشغول ژست گرفتن با چهره هایی خشک و جدی بودند. تنها تفاوتی که در لباس های آنها دیده می شد، رنگ آنها بود. یکی از این دختر ها با بقیه کمی تفاوت داشت، و آن تفاوت در این بود که سردوشی طلایی به لباسش دوخته شده بود که بر لباس دخترهای دیگر دیده نمی شد. از همین دختر تک چهره ای گرفته شده بود و در تعدادی از عکس های دیگر، او در مرکز تصویر قرار داشت، و به دختران دیگر چنین توجهی نشده بود.

یکی از عکس ها که در این میان جلب توجه می کرد، تصویری 80 در 120 بود که فضای آن با عکس های دیگر تفاوت داشت. در این عکس خبری از ژست های خشک و آن فضای سنگینی که در عکس های دیگر حس می شد نبود. دسته ای از دختران در حال گفتگو با یکدیگر بودند و سرگرم گوشی های همراهشان، یکی مشغول نوشیدن آبمیوه بود و دیگری در حال استراحت؛ گویا هیچ کدام متوجه حضور دوربین نبودند، یا به حضور آن علاقه ای نشان نمی دادند. در این عکس، برخلاف دیگر عکس ها، منجمد شدن سوژه ها در بازه ای از زمان به خوبی حس می شد. همین تضاد ها بود که این عکس را در میان عکس های دیگر جذاب تر جلوه می داد.

منزوی از مجموعه قبلی اش به نام «باغ انگور» برای این مجموعه الهام گرفته بود، که آن مجموعه هم در فضای بناهای مخروبه عکاسی شده بود. یکی از عوامل مؤثر بر او در برگزاری این نمایشگاه، برنامه ی تلویزیونی «میس وُرلد» بوده است. این برنامه یکی از بزرگترین پَجِنت های زیبایی بین المللی در جهان است، که البته هرگز از ایران شرکت کننده ای نداشته و در کشور ما موضوع ملموسی نیست. منزوی در این گالری این مسئله را مطرح کرده و به نظر می رسد که به آن به چشم یکی از معضلات جامعه می نگرد. او در اِستِیتمِنت خود نوشته بود که: «با در نظر داشتن قابلیت های نهانی هر زن درون جامعه برای شایسته بودن، فارق از ظاهر، فرهنگ و حتی طبقه ی اجتماعی، دختران و زنان شایسته ی ایرانی را در پیاده رو ها و میدان های شهر به آسانی می توان دید.» به نظر من منزوی مسئله ای را بررسی کرده که در جامعه ی ایرانی به هیچ وجه مطرح نیست. این موضوع به خودی خود بسیار قویست ، و شاید اگر در بستر اجتماعی دیگری که این معضل در آنجا مطرح است بررسی می شد، بسیار موفق تر می بود.


هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.